ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
553
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
( 3328 - 3316 ) فرموده است : فان أقل ، يقولوا : حرص على الملك ، وان اسكت ، يقولوا : جزع من الموت اين عبارت امام ( ع ) شكايتى است از بد زبانى وفكرهاى باطلى كه در حق آن حضرت روا مىداشتند وبر زبان جارى مىساختند ، واشاره به اين است كه چه طالب خلافت بود وچه از خلافت كنارهگيرى مىكرد از سخن مردم ونسبت دادن چيزى به أو در أمان نبود . اگر براي به دست آوردن خلافت قيام مىكرد أو را به آزمندى ودنيا خواهى متهّم مىكردند واگر از طلب خلافت باز مىايستاد أو را به خوارى وترس از مرگ نسبت مىدادند . زبان مردم وافكارشان حريص به اين گونه أمور است كه در مناقشات ، بعضي در حق بعضي روا مىدارند . ( 3344 - 3329 ) فرموده است : هيهات بعد اللّتيّا والّتى واللّه لابن أبى طالب انس بالموت من الطّفل بثدى امّه . عبارت علي ( ع ) براي تكذيب ذهنيّتهايى است كه سكوت آن حضرت را حمل بر ناتوانيش مىكردند ، يعنى آنچه آنها مىگويند از من بدور است . دو واژهء « اللّتيّا » و « التّى » ضرب المثل است وكناية از مصيبتهاى بزرگ وكوچك مىباشد . أصل آن اين است كه : مردى با زنى كوتاه قد وكم سنّ وبد خلق ازدواج كرد واز جانب وى دچار سختيهاى فراوان شد ، ناگزير أو را طلاق داد وبا زنى بلند قد ازدواج كرد واز ناحيهء أو دو چندان زن اوّل دشوارى ديد . بناچار أو را هم طلاق داد وگفت : بعد اللّتيّا والّتى ، « هرگز ازدواج نمىكنم . » اين جمله براي گرفتاريهاى بزرگ وكوچك ضرب المثل شده است . مقصود امام ( ع ) از اين جمله اين است كه پس از دچار شدن به گرفتاريهاى بزرگ وكوچك مرا به ترس از مرگ نسبت مىدهند . چه قدر دور است از من چيزهايى كه مىگويند ؟ سپس امام ( ع ) با سوگند ادّعاى آنها را مبنى بر ترس حضرت از مرگ مؤكّداً تكذيب مىكند ومىفرمايد من با مرگ مأنوس ترم تا طفل به پستان